<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>BoomOBar - بوم و بر - ادبیات</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://adabiat.boomobar.com/atom.xml" />
    <id>tag:,2008-02-09:/3</id>
    <updated>2008-11-22T06:10:49Z</updated>
    <subtitle>مرجعی جهت ادبیات ایران و جهان</subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Pro 4.21-en</generator>

<entry>
    <title>زندگی نامه جلال آل احمد از زبان خودش </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/fiction/biography/001245-jalale-ale-ahmad.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1245</id>

    <published>2008-11-19T21:38:13Z</published>
    <updated>2008-11-22T06:10:49Z</updated>

    <summary>در خانواده اي روحاني (مسلمان - شيعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و يکي از شوهر خواهرهايم در مسند روحانيت مردند. و حالا برادرزاده اي و يک شوهر خواهر ديگر روحاني اند. و اين تازه اول عشق است. که...</summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="زندگی نامه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="نامه" label="نامه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="آل" label="آل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="احمد" label="احمد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="از" label="از" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="جلال" label="جلال" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="خودش" label="خودش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="زندگی" label="زندگی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="زبان" label="زبان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        در خانواده اي روحاني (مسلمان - شيعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و يکي از شوهر خواهرهايم در مسند روحانيت مردند. و حالا برادرزاده اي و يک شوهر خواهر ديگر روحاني اند. و اين تازه اول عشق است. که الباقي خانواده همه مذهبي اند. با تک و توک استثنايي. برگردان اين محيط مذهبي را در«ديد و بازديد» مي شود ديد و در «سه تار» وگـُله به گـُله در پرت و پلاهاي ديگر. 
        <![CDATA[نزول اجلالم به باغ وحش اين عالم در سال 1302 بي اغراق سر هفت تا دختر آمده ام. که البته هيچکدامشان کور نبودند. اما جز چهارتاشان زنده نمانده اند. دو تا شان در همان کودکي سر هفت خوان آبله مرغان و اسهال مردند و يکي ديگر در سي و پنج سالگي به سرطان رفت. کودکيم در نوعي رفاه اشرافي روحانيت گذشت. تا وقتي که وزارت عدليه ي «داور» دست گذشت روي محضرها و پدرم زير بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دکانش را بست و قناعت کرد به اينکه فقط آقاي محل باشد. دبستان را که تمام کردم ديگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کارکن» تا بعد ازم جانشيني بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم کلاس هاي شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازي، بعد سيم کشي برق، بعد چرم فروشي و از اين قبيل و شب ها درس. و با درآمد يک سال کار مرتب، الباقي دبيرستان را تمام کردم. بعد هم گاه گداري سيم کشي هاي متفرقه. بَـردست «جواد»؛ يکي ديگر از شوهر خواهرهايم که اينکاره بود. همين جوري ها دبيرستان تمام شد. و توشيح «ديپلمه» آمد زير برگه ي وجودم - در سال 1322 - يعني که زمان جنگ. به اين ترتيب است که جوانکي با انگشتري عقيق به دست و سر تراشيده و نزديک به يک متر و هشتاد، از آن محيط مذهبي تحويل داده مي شود به بلبشوي زمان جنگ دوم بين الملل. که براي ما کشتار را نداشت و خرابي و بمباران را. اما قحطي را داشت و تيفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهنده ي قواي اشغال کننده را.<br />جنگ که تمام شد دانشکده ادبيات (دانشسراي عالي) را تمام کرده بودم. 1325. و معلم شدم. 1326. در حالي که از خانواده بريده بودم و با يک کروات و يکدست لباس نيمدار آمريکايي که خدا عالم است از تن کدام سرباز ِ به جبهه رونده اي کنده بودند تا من بتوانم پاي شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سال بود که عضو حزب توده بودم. سال هاي آخر دبيرستان با حرف و سخن هاي احمد کسروي آشنا شدم و مجله «پيمان» و بعد «مرد امروز» و «تفريحات شب» و بعد مجله «دنيا» و مطبوعات حزب توده... و با اين مايه دست فکري چيزي درست کرده بوديم به اسم «انجمن اصلاح». کوچه ي انتظام، اميريه. و شب ها در کلاس هايش مجاني فنارسه (فرانسه) درس مي داديم و عربي و آداب سخنراني و روزنامه ديواري داشتيم و به قصد وارسي کار احزابي که همچو قارچ روييده، بودند هر کدام مأمور يکي شان بوديم و سرکشي مي کرديم به حوزه ها و ميتينگ هاشان (MEETING)... و من مأمور حزب توده بودم و جمعه ها بالاي پس قلعه و کلک چال مُناظره و مجادله داشتيم که کدامشان خادمند وکدام خائن و چه بايد کرد و از اين قبيل... تا عاقبت تصميم گرفتيم که دسته جمعي به حزب توده بپيونديم. جز يکي دو تا که نيامدند. و اين اوايل سال 1323. ديگر اعضاي آن انجمن «امير حسين جهانبگلو» بود و «رضا زنجاني» و «هوشيدر» و «عباسي» و «دارابزند» و «علينقي منزوي» و يکي دو تاي ديگر که يادم نيست. پيش از پيوستن به حزب، جزوه اي ترجمه کرده بودم از عربي به اسم «عزاداري هاي نامشروع» که سال 22 چاپ شد و يکي دو قِران فروختيم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بوديم که انجمن يک کار انتفاعي هم کرده. نگو که بازاري هاي مذهبي همه اش را چکي خريده اند و سوزانده. اين را بعدها فهميديم. پيش از آن هم پرت و پلاهاي ديگري نوشته بودم در حوزه ي تجديد نظرهاي مذهبي که چاپ نشده ماند و رها شد.<br />در حزب توده در عرض چهار سال از صورت يک عضو ساده به عضويت کميته ي حزبي تهران رسيدم و نمايندگي کنگره. و از اين مدت دو سالش را مدام قلم زدم. در «بشر براي دانشجويان» که گرداننده اش بودم و در مجله ماهانه ي «مردم» که مدير داخليش بودم. و گاهي هم در «رهبر». اولين قصه ام در «سخن» در آمد. شماره نوروز 24. که آن وقت ها زير سايه «صادق هدايت» منتشر مي شد و ناچار همه جماعت ايشان گرايش به چپ داشتند و در اسفند همين سال «ديد وبازديد» را منتشر کردم؛ مجموعه ي آنچه در «سخن» و «مردم براي روشنفکران» هفتگي درآمده بود. به اعتبار همين پرت و پلاها بود که از اوايل سال 25 مامور شدم که زير نظر طبري «ماهانه مردم» را راه بيندازم. که تا هنگام انشعاب، 18 شماره اش را درآوردم. حتي شش ماهي مدير چاپخانه حزب بودم. چاپخانه «شعله ور». که پس از شکست «دموکرات فرقه سي» و لطمه اي که به حزب زد و فرار رهبران، از پشت عمارت مخروبه ي «اپرا» منتقلش کرده بودند به داخل حزب و به اعتبار همين چاپخانه اي که در اختيارشان بود «از رنجي که مي بريم» درآمد. اواسط 1326. حاوي قصه هاي شکست در آن مبارزات و به سبک رئاليسم سوسياليستي! و انشعاب در آغاز 1326 اتفاق افتاد. به دنبال اختلاف نظر جماعتي که ما بوديم - به رهبري خليل ملکي - و رهبران حزب که به علت شکست قضيه آذربايجان زمينه افکار عمومي حزب ديگر زير پايشان نبود. و به همين علت سخت دنباله روي سياست استاليني بودند که مي ديديم که به چه مي انجاميد. پس از انشعاب، يک حزب سوسياليست ساختيم که زيربار اتهامات مطبوعات حزبي که حتي کمک راديو مسکو را در پس پشت داشتند، تاب چنداني نياورد و منحل شد و ما ناچار شديم به سکوت.<br />در اين دوره ي سکوت است که مقداري ترجمه مي کنم، به قصد فنارسه (فرانسه) يادگرفتن. از «ژيد» و «کامو» و «سارتر». و نيز از «داستايوسکي». «سه تار» هم مال اين دوره است که تقديم شده به خليل ملکي. هم در اين دوره است که زن مي گيرم. وقتي از اجتماع بزرگ دستت کوتاه شد، کوچکش را در چارديواري خانه اي مي سازي. از خانه پدري به اجتماع حزب گريختن، از آن به خانه شخصي و زنم سيمين دانشور است که مي شناسيد. اهل کتاب و قلم و دانشيار رشته زيبايي شناسي و صاحب تاليف ها وترجمه هاي فراوان و در حقيقت نوعي يار و ياور اين قلم که اگر او نبود چه بسا خزعبلات که به اين قلم در آمده بود. (و مگر درنيامده؟) از 1329 به اين ور هيچ کاري به اين قلم منتشر نشده است که سيمين اولين خواننده و نقـّادش نباشد.<br />و اوضاع همين جورهاهست تا قضيه ملي شدن نفت و ظهور جبهه ملي و دکتر مصدق. که از نو کشيده مي شوم به سياست و از نو سه سال ديگر مبارزه در گرداندن روزنامه هاي «شاهد» و«نيروي سوم» و مجله ماهانه «علم و زندگي» که مديرش ملکي بود، علاوه بر اينکه عضو کميته نيروي سوم و گرداننده تبليغاتش هستم که يکي از ارکان جبهه ملي بود و باز همين جورهاست تا ارديبهشت 1332 که به علت اختلاف با ديگر رهبران نيروي سوم، ازشان کناره گرفتم. مي خواستند ناصر وثوقي را اخراج کنند که از رهبران حزب بود؛ و با همان «بريا» بازي ها . که ديدم ديگر حالش نيست. آخر ما به علت همين حقه بازي ها از حزب توده انشعاب کرده بوديم و حالا از نو به سرمان مي آمد.<br />در همين سال ها است که «بازگشت از شوروي» ژيد را ترجمه کردم و نيز «دست هاي آلوده» سارتر را. و معلوم است هر دو به چه علت. «زن زيادي» هم مال همين سال ها است آشنايي با «نيما يوشيج» هم مال همين دوره است و نيز شروع به لمس کردن نقاشي. مبارزه اي که ميان ما از درون جبهه ملي با حزب توده در اين سه سال دنبال شد به گمان من يکي از پربارترين سال هاي نشر فکر و انديشه و نقد بود.<br />بگذريم که حاصل شکست در آن مبارزه به رسوب خويش پاي محصول کشت همه مان نشست. شکست جبهه ملي و بُرد کمپانيها در قضيه نفت که از آن به کنايه در «سرگذشت کندوها» گـَپي زده ام - سکوت اجباري محدودي را پيش آورد که فرصتي بود براي به جد در خويشتن نگريستن و به جستجوي علت آن شکست ها به پيرامون خويش دقيق شدن. و سفر به دور مملکت و حاصلش «اورازان - تات نشين هاي بلوک زهرا- و جزيزه خارک» که بعدها مؤسسه تحقيقات اجتماعي وابسته به دانشکده ادبيات به اعتبار آنها ازم خواست که سلسه ي نشرياتي را در اين زمينه سرپرستي کنم و اين چنين بود که تک نگاري (مونو گرافي) ها شد يکي از رشته ي کارهاي ايشان. و گر چه پس از نشر پنج تک نگاري ايشان را ترک گفتم. چرا که ديدم مي خواهند از آن تک نگاري ها متاعي بسازند براي عرضه داشت به فرنگي و ناچار هم به معيارهاي او و من اين کاره نبودم چرا که غـَرضم از چنان کاري از نو شناختن خويش بود و ارزيابي مجددي از محيط بومي و هم به معيارهاي خودي. اما به هر صورت اين رشته هنوز هم دنبال مي شود.<br />و همين جوري ها بود که آن جوانک مذهبي از خانواده گريخته و از بلبشوي ناشي از جنگ و آن سياست بازي ها سرسالم به در برده، متوجه تضاد اصلي بنيادهاي سنتي اجتماعي ايراني ها شد با آنچه به اسم تحول و ترقي و در واقع به صورت دنبال روي سياسي و اقتصادي از فرنگ و آمريکا دارد مملکت را به سمت مستعمره بودن مي برد و بدلش مي کند به مصرف کننده ي تنهاي کمپاني ها و چه بي اراده هم. و هم اينها بود که شد محرک «غرب زدگي» -سال 1341 - که پيش از آن در «سه مقاله ديگر» تمرينش را کرده بودم. «مدير مدرسه» را پيش از اين ها چاپ کرده بودم- 1327- حاصل انديشه هاي خصوصي و برداشت هاي سريع عاطفي از حوزه بسيار کوچک اما بسيار موثر فرهنگ و مدرسه. اما با اشارات صريح به اوضاع کلي زمانه و همين نوع مسائل استقلال شکن.<br /><br />انتشار«غرب زدگي» که مخفيانه انجام گرفت نوعي نقطه ي عطف بود در کار صاحب اين قلم. و يکي از عوارضش اين که «کيهان ماه» را به توقيف افکند. که اوايل سال 1341براهش انداخته بودم و با اينکه تأمين مالي کمپاني کيهان را پس پشت داشت شش ماه بيشتر دوام نياورد و با اينکه جماعتي پنجاه نفر از نويسندگان متعهد و مسئول به آن دلبسته بودند و همکارش بودند دو شماره بيشتر منتشر نشد. چرا که فصل اول «غرب زدگي» را در شماره اولش چاپ کرده بوديم که دخالت سانسور و اجبار کندن آن صفحات وديگر قضايا ...<br />کلافگي ناشي از اين سکوت اجباري مجدد را در سفرهاي چندي که پس از اين قضيه پيش آمد در کردم. در نيمه آخر سال 41 به اروپا. به مأموريت از طرف وزارت فرهنگ و براي مطالعه در کار نشر کتاب هاي درسي. در فروردين 42 به حج. تابستانش به شوروي. به دعوتي براي شرکت در هفتمين کنگره ي بين المللي مردم شناسي و به آمريکا در تابستان 44. به دعوت سمينار بين المللي و ادبي و سياسي دانشگاه «هاروارد» و حاصل هر کدام از اين سفرها سفرنامه اي که مال حجش چاپ شد به اسم «خسي در ميقات» و مال روس داشت چاپ مي شد؛ به صورت پاورقي درهفته نامه اي ادبي که «شاملو» و «رؤيايي» درآوردند که از نو دخالت سانسور و بسته شدن هفته نامه. گزارش کوتاهي نيز از کنگره مردم شناسي داده ام در «پيام نوين» ونيز گزارش کوتاهي از «هاروارد»، در «جهان نو» که دکتر «براهني» در مي آورد و باز چهار شماره بيشتر تحمل دسته ي ما را نکرد. هم در اين مجله بود که دو فصل از «خدمت و خيانت روشنفکران» را درآوردم. و اين ها مال سال 1345. پيش از اين «ارزيابي شتابزده» را در آورده بودم - سال 43- که مجموعه ي هجده مقاله است در نقد ادب و اجتماع و هنر و سياست معاصر. که در تبريز چاپ شد. و پيش از آن نيز قصه «نون و القلم» را - سال 1340- که به سنت قصه گويي شرقي است و در آن چون و چراي شکست نهضتهاي چپ معاصر را براي فرار از مزاحمت سانسور در يک دوره تاريخي گذاشتم و وارسيده.<br />آخرين کارهايي که کرده ام يکي ترجمه «کرگدن» اوژن يونسکو است - سال 45- و انتشار متن کامل ترجمه «عبور از خط» ارنست يونگر که به تقرير دکتر محمود هومن براي «کيهان ماه» تهيه شده بود و دو فصلش همانجا در آمده بود. و همين روزها از چاپ «نفرين زمين» فارغ شده ام که سرگذشت معلم دهي است در طول نه ماه از يک سال و آنچه براو واهل ده مي گذرد. به قصد گفتن آخرين حرفها درباره آب و کشت و زمين و لمسي که وابستگي اقتصادي به کمپاني از آنها کرده و اغتشاشي که ناچار رخ داده و نيز به قصد ارزيابي ديگري خلاف اعتقاد عوام سياستمداران و حکومت از قضيه فروش املاک که به اسم اصلاحات ارضي جايش زده اند. پس از اين بايد« در خدمت و خيانت روشنفکران» را براي چاپ آماده کنم . که مال سال 43 است و اکنون دستکاري هايي مي خواهد و بعد بايد ترجمه «تشنگي و گشنگي» يونسکو را تمام کنم و بعد بپردازم به از نو نوشتن «سنگي و گوري» که قصه اي است درباب عقيم بودن و بعد بپردازم به تمام «نسل جديد» که قصه ي ديگري است از نسل ديگري که من خود يکيش ... و مي بيني که تنها آن بازرگان نيست که به جزيره کيش شبي ترا به حجره خويش خواند و چه مايه ماليخوليا که به سرداشت...<br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>برگزاری نشست نقد کتاب «روی ماه خداوند را ببوس»</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/news/001204-neshaste-naghde-rooye-mahe-khodavand-ra-beboos.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1204</id>

    <published>2008-11-12T15:49:34Z</published>
    <updated>2008-11-12T15:55:17Z</updated>

    <summary>نشست نقد كتاب «روي ماه خداوند را ببوس» و بررسي داستانهاي معنا گرا با حضور مصطفي مستور در فرهنگسراي خانواده برگزار مي‌شود.</summary>
    <author>
        <name>احسان</name>
        <uri>http://www.boomobar.com/</uri>
    </author>
    
        <category term="اخبار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ماه" label="ماه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="مستور" label="مستور" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="مصطفی" label="مصطفی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="نقد" label="نقد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="و" label="و" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ببوس" label="ببوس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="بررسی" label="بررسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="خداوند" label="خداوند" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="روی" label="روی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="را" label="را" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[كتاب «روي ماه خداوند را ببوس» در فرهنگسراي خانواده نقد و بررسي مي شود.<br />نشست نقد كتاب «روي ماه خداوند را ببوس» و بررسي داستان هاي معنا گرا با حضور مصطفي مستور در فرهنگسراي خانواده برگزار مي‌شود.<br /> ]]>
        <![CDATA[به گزارش روابط عمومي مراكز فرهنگي هنري منطقه هشت، اين نشست با حضور
مصطفي مستور، نويسنده كتاب و عرفان نظرآهاري، نويسنده و منتقد ادبي 23
آبان ماه، ساعت 15:30 تا 18 در سالن شماره يك فرهنگسراي خانواده برگزار
مي‌شود.<br />
رمان «روي ماه خداوند را ببوس» که جایزه قلم زرین انجمن قلم ایران را در
سالهاي 1379 و 1380 براي نويسنده‌اش به ارمغان آورد، از سال 1379 تاكنون
در بيست و شش نوبت و صد هزار نسخه چاپ شده است و اثری است با درونمایه
فلسفی که به تردیدهای عمیق یک دانشجوی فلسفه درباره وجود یا عدم وجود خدا
می‌پردازد.<br />
نویسنده این اثر، مصطفی مستور، متولد 1343، خوزستانی الاصل، ساکن اهواز،
فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز و کارشناسی
ارشد رشته ادبیات فارسی است.<br />
مستور فعالیت ادبی خود را با همکاری با ماهنامه کیان آغاز کرد و نخستین
مجموعه داستان خود (عشق روی پیاده رو) را در سال 1379 منتشر كرد.<br />
مصطفي مستور، انتشار كتاب‌هاي استخوان خوك و دست‌هاي جذامي، چند روايت
معتبر، من داناي كل هستم، حكايت عشق بي‌قاف بي‌شين بي‌نقطه، نمايشنامه
دويدن در ميدان تاريك مين و پژوهش در مباني داستانهاي كوتاه، عكس نوشت
پرسه در حوالي زندگي، ترجمه فاصله (ريموند كارور) و داستان هاي ديگر را
نيز در كارنامه خود دارد.<br />
علاقه‌مندان جهت شركت در اين برنامه كه بصورت رايگان تشكيل مي‌شود،
مي‌توانند در تاريخ ياد شده به فرهنگسراي خانواده واقع در تهران، نارمك،
ميدان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كنند و يا با شماره تلفن
02177826475 و 02177827730 تماس بگيرند.<br />
همچنين كتاب روي ماه خداوند را ببوس در كتابخانه گلستان فرهنگسراي خانواده توزيع مي‌شود.]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>غزل شماره   6:به ملازمان سلطان که رساند اين دعا را</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001144-no6.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1144</id>

    <published>2008-10-16T06:08:25Z</published>
    <updated>2008-10-16T06:09:50Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>هادی</name>
        
    </author>
    
        <category term="غزلیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ملازمان" label="ملازمان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="که" label="که" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="اين" label="اين" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="به" label="به" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="حافظ" label="حافظ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دعا" label="دعا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="را" label="را" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="رساند" label="رساند" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="سلطان" label="سلطان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شیرازی" label="شیرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[<div class="classicPoem">
 <table cellpadding="0" cellspacing="0">
	<tr>
		<td class="oddMesra">به ملازمان سلطان که رساند اين دعا را</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">ز رقيب ديوسيرت به خدای خود پناهم</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">مژه سياهت ار کرد به خون ما اشارت</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">ز فريب او بينديش و غلط مکن نگارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">تو از اين چه سود داری که نمی‌کنی مدارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهی</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">به پيام آشنايان بنوازد آشنا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">چه قيامت است جانا که به عاشقان نمودی</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">دل و جان فدای رويت بنما عذار ما را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخيز</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که دعای صبحگاهی اثری کند شما را</td>
	</tr>
</table>
</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>غزل شماره   5:دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را  </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001143-no5.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1143</id>

    <published>2008-10-16T06:05:21Z</published>
    <updated>2008-10-16T06:07:59Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>هادی</name>
        
    </author>
    
        <category term="غزلیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="می‌رود" label="می‌رود" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="حافظ" label="حافظ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="خدا" label="خدا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دل" label="دل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دلان" label="دلان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دستم" label="دستم" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="را" label="را" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ز" label="ز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شیرازی" label="شیرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="صاحب" label="صاحب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[<div class="classicPoem">
 <table cellpadding="0" cellspacing="0">
	<tr>
		<td class="oddMesra">دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">کشتی شکستگانيم ای باد شرطه برخيز</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">باشد که بازبينيم ديدار آشنا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">نيکی به جای ياران فرصت شمار يارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">ای صاحب کرامت شکرانه سلامت</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">روزی تفقدی کن درويش بی‌نوا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">با دوستان مروت با دشمنان مدارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">در کوی نيک نامی ما را گذر ندادند</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">گر تو نمی‌پسندی تغيير کن قضا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">آن تلخ وش که صوفی ام الخباثش خواند</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">اشهی لنا و احلی من قبله العذارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">هنگام تنگدستی در عيش کوش و مستی</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">کاين کيميای هستی قارون کند گدا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">دلبر که در کف او موم است سنگ خارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">آيينه سکندر جام می است بنگر</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">ساقی بده بشارت رندان پارسا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">حافظ به خود نپوشيد اين خرقه می آلود</td>
		<td class="midSpace" width="19">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">ای شيخ پاکدامن معذور دار ما را</td>
	</tr>
</table>
</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>غزل شماره   4:صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001142-no4.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1142</id>

    <published>2008-10-16T06:03:38Z</published>
    <updated>2008-10-16T06:04:48Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>هادی</name>
        
    </author>
    
        <category term="غزلیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="لطف" label="لطف" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="آن" label="آن" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="به" label="به" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="بگو" label="بگو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="حافظ" label="حافظ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="را" label="را" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="رعنا" label="رعنا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شیرازی" label="شیرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="صبا" label="صبا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="غزال" label="غزال" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[<div class="classicPoem">
 <table cellpadding="0" cellspacing="0">
	<tr>
		<td class="oddMesra">صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که سر به کوه و بيابان تو داده‌ای ما را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">شکرفروش که عمرش دراز باد چرا</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">تفقدی نکند طوطی شکرخا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که پرسشی نکنی عندليب شيدا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">به بند و دام نگيرند مرغ دانا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">ندانم از چه سبب رنگ آشنايی نيست</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">سهی قدان سيه چشم ماه سيما را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">چو با حبيب نشينی و باده پيمايی</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">به ياد دار محبان بادپيما را</td>

	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که وضع مهر و وفا نيست روی زيبا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">سرود زهره به رقص آورد مسيحا را</td>
	</tr>
</table>
</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>غزل شماره   3:اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001141--3.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1141</id>

    <published>2008-10-16T05:50:27Z</published>
    <updated>2008-10-16T05:52:07Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>هادی</name>
        
    </author>
    
        <category term="غزلیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ما" label="ما" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="آن" label="آن" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="آرد" label="آرد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="اگر" label="اگر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="به" label="به" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ترک" label="ترک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="حافظ" label="حافظ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دل" label="دل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دست" label="دست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="را" label="را" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شيرازی" label="شيرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شیرازی" label="شیرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[<div class="classicPoem">
 <table cellpadding="0" cellspacing="0">
	<tr>
		<td class="oddMesra">اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی يافت</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهرآشوب</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغما را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنی است</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زيبا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">اگر دشنام فرمايی و گر نفرين دعا گويم</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">جواب تلخ می‌زيبد لب لعل شکرخا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">نصيحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">جوانان سعادتمند پند پير دانا را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">حديث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">غزل گفتی و در سفتی بيا و خوش بخوان حافظ</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را</td>
	</tr>
</table>
</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>غزل شماره   2:صلاح کار کجا و من خراب کجا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001140-no2.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1140</id>

    <published>2008-10-16T05:48:23Z</published>
    <updated>2008-10-16T06:02:24Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>هادی</name>
        
    </author>
    
        <category term="غزلیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="من" label="من" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="و" label="و" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="کار" label="کار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="کجا" label="کجا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="حافظ" label="حافظ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="خراب" label="خراب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شیرازی" label="شیرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="صلاح" label="صلاح" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[<div class="classicPoem">
 <table cellpadding="0" cellspacing="0">
	<tr>
		<td class="oddMesra">صلاح کار کجا و من خراب کجا</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">ببين تفاوت ره کز کجاست تا به کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">کجاست دير مغان و شراب ناب کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">ز روی دوست دل دشمنان چه دريابد</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">چو کحل بينش ما خاک آستان شماست</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">کجا رويم بفرما از اين جناب کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">کجا همی‌روی ای دل بدين شتاب کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">قرار چيست صبوری کدام و خواب کجا</td>
	</tr>
</table>
</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>غزل شماره   1:الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها  </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001139-no1.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1139</id>

    <published>2008-10-16T05:40:47Z</published>
    <updated>2008-10-16T05:53:59Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>هادی</name>
        
    </author>
    
        <category term="غزلیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ناولها" label="ناولها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="و" label="و" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="يا" label="يا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="کاسا" label="کاسا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="الا" label="الا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="الساقی" label="الساقی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ايها" label="ايها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ادر" label="ادر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="حافظ" label="حافظ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شیرازی" label="شیرازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[<div class="classicPoem">
 <table cellpadding="0" cellspacing="0">
	<tr>
		<td class="oddMesra">الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشايد</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل‌ها</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">جرس فرياد می‌دارد که بربنديد محمل‌ها</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">به می سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشيد آخر</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها</td>
	</tr>
	<tr>
		<td class="oddMesra">حضوری گر همی‌خواهی از او غايب مشو حافظ</td>
		<td class="midSpace">&nbsp;</td>
		<td class="evenMesra">متی ما تلق من تهوی دع الدنيا و اهملها</td>
	</tr>
</table>
</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بعدها </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001116-badha.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1116</id>

    <published>2008-10-12T12:19:26Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:48:27Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعربعدها" label="شعربعدها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[مرگ من روزی فرا خواهد رسید <br />
در بهاری روشن از امواج نور <br />
در زمستانی غبار آلود و دور <br />
یا خزانی خالی از فریاد و شور<br /><br />]]>
        <![CDATA[مرگ من روزی فرا خواهد رسید <br />روزی از این تلخ و شیرین روزها<br />روز پوچی همچو روزان دگر <br />سایه ای ز امروز ها ‚ دیروزها<br /><br />دیدگانم همچو دالانهای تار <br />گونه هایم همچو مرمرهای سرد <br />ناگهان خوابی مرا خواهد ربود <br />من تهی خواهم شد از فریاد درد<br /><br />می خزند آرام روی دفترم <br />دستهایم فارغ از افسون شعر <br />یاد می آرم که در دستان من <br />روزگاری شعله می زد خون شعر<br /><br />خاک می خواند مرا هر دم به خویش <br />می رسند از ره که در خاکم نهند<br />آه شاید عاشقانم نیمه شب <br />گل به روی گور غمناکم نهند <br /><br />بعد من ناگه به یکسو می روند <br />پرده های تیره دنیای من <br />چشمهای ناشناسی می خزند <br />روی کاغذها و دفترهای من <br /><br />در اتاق کوچکم پا می نهد <br />بعد من با یاد من بیگانه ای <br />در بر آینه می ماند به جای <br />تار مویی نقش دستی شانه ای <br /><br />می رهم از خویش و می مانم ز خویش <br />هر چه بر جا مانده ویران می شود <br />روح من چون بادبان قایقی <br />در افقها دور و پنهان می شود <br /><br />می شتابند از پی هم بی شکیب <br />روزها و هفته ها و ماهها <br />چشم تو در انتظار نامه ای <br />خیره می ماند به چشم راهها <br /><br />لیک دیگر پیکر سرد مرا <br />می فشارد خاک دامنگیر خاک<br />بی تو دور از ضربه های قلب تو <br />قلب من می پوسد آنجا زیر خاک<br /><br />بعد ها نام مرا باران و باد <br />نرم می شویند از رخسار سنگ <br />گور من گمنام می ماند به راه <br />فارغ از افسانه های نام و ننگ <br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زندگی </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001115-zendegi.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1115</id>

    <published>2008-10-12T12:18:09Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:44:45Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعرزندگی" label="شعرزندگی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[آه ای زندگی منم که هنوز <br />
با همه پوچی از تو لبریزم <br />
نه به فکرم که رشته پاره کنم <br />
نه بر آنم که از تو بگریزم<br /><br />]]>
        <![CDATA[همه ذرات جسم خاکی من <br />از تو ای شعر گرم در سوزند <br />آسمانهای صاف را مانند <br />که لبالب ز باده ی روزند <br /><br />با هزاران جوانه می خواند<br />بوته نسترن سرود ترا <br />هر نسیمی که می وزد در باغ <br />می رساند به او درود ترا <br /><br />من ترا در تو جستجو کردم <br />نه در آن خواب های رویایی<br />در دو دست تو سخت کاویدم <br />پر شدم پر شدم ز زیبایی<br /><br />پر شدم از ترانه های سیاه <br />پر شدم از ترانه های سپید <br />از هزاران شراره های نیاز<br />از هزاران جرقه های امید <br /><br />حیف از آن روزها که من با خشم <br />به تو چون دشمنی نظر کردم <br />پوچ پنداشتم فریب ترا <br />ز تو ماندم ترا هدر کردم<br /><br />غافل از آنکه تو به جایی و من <br />همچو آبی روان که در گذرم <br />گمشده در غبار شوم زوال <br />ره تاریک مرگ می سپرم <br /><br />آه ای زندگی من آینه ام <br />از تو چشمم پر از نگاه شود <br />ورنه گر مرگ بنگرد در من <br />روی آینه ام سیاه شود <br /><br />عاشقم عاشق ستاره صبح <br />عاشق ابرهای سرگردان <br />عاشق روزهای بارانی<br />عاشق هر چه نام توست بر آن <br /><br />می مکم با وجود تشنه خویش <br />خون سوزان لحظه های ترا <br />آنچنان از تو کام می گیرم <br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>جنون</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001117-jonoon.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1117</id>

    <published>2008-10-12T12:12:11Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:49:09Z</updated>

    <summary>  </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعرجنون" label="شعرجنون" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[دل گمراه من چه خواهد کرد <br />
با بهاری که می رسد از راه ؟<br />
یا نیازی که رنگ می گیرد <br />
درتن شاخه های خشک و سیاه ؟<br /><br /> ]]>
        <![CDATA[دل گمراه من چه خواهد کرد ؟<br />با نسیمی که می ترواد از آن <br />بوی عشق کبوتر وحشی<br />نفس عطرهای سرگردان؟ <br /><br />لب من از ترانه می سوزد<br />سینه ام عاشقانه می سوزد <br />پوستم می شکافد از هیجان <br />پیکرم از جوانه می سوزد <br /><br />هر زمان موج می زنم در خویش <br />می روم می روم به جایی دور <br />بوته گر گرفته خورشید <br />سر راهم نشسته در تب نور <br /><br />من ز شرم شکوفه لبریزم <br />یار من کیست ای بهار سپید ؟<br />گر نبوسد در این بهار مرا<br />یار من نیست ای بهار سپید<br /><br />دشت بی تاب شبنم آلوده <br />چه کسی را به خویش می خواند ؟<br />سبزه ها لحظه ای خموش خموش <br />آنکه یار منست می داند <br /><br />آسمان می دود ز خویش برون<br />دیگر او در جهان نمی گنجد <br />آه گویی که این همه آبی <br />در دل آسمان نمی گنجد <br /><br />در بهار او زیاد خواهد برد <br />سردی و ظلمت زمستان را <br />می نهد روی گیسوانم باز <br />تاج گلپونه های سوزان را <br /><br />ای بهار ای بهار افسونگر <br />من سراپا خیال او شده ام <br />در جنون تو رفته ام از خویش <br />شعر و فریاد و آرزو شده ام <br /><br />می خزم همچو مار تبداری <br />بر علفهای خیس تازه سرد <br />آه با این خروش و این طغیان<br />دل گمراه من چه خواهد کرد ؟<br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>سرود زیبایی </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001118-soroode-zibai.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1118</id>

    <published>2008-10-12T12:12:06Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:49:53Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="زیبایی" label="زیبایی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعرسرود" label="شعرسرود" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[شانه های تو <br />
همچو صخره های سخت و پر غرور<br />
موج گیسوان من در این نشیب <br />
سینه می کشد چو آبشار نور<br /><br /> ]]>
        <![CDATA[شانه های تو <br />چون حصار های قلعه ای عظیم<br />رقص رشته های گیسوان من بر آن <br />همچو رقص شاخه های بید در کف نسیم<br /><br />شانه های تو <br />برجهای آهنین <br />جلوه شگرف خون و زندگی <br />رنگ آن به رنگ مجمری مسین<br />در سکوت معبد هوس <br />خفته ام کنار پیکر تو بی قرار <br />جای بوسه های من بر روی شانه هات <br />همچو جای نیش آتشین مار <br /><br />شانه های تو <br />در خروش آفتاب داغ پر شکوه <br />زیر دانه های گرم و روشن عرق <br />برق می زند چو قله های کوه <br /><br />شانه های تو <br />قبله گاه دیدگان پر نیاز من <br />شانه های تو <br />مهر سنگی نماز من]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>رهگذر </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001119-rahgozar.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1119</id>

    <published>2008-10-12T12:12:02Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:50:43Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعررهگذر" label="شعررهگذر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[یکی مهمان ناخوانده <br />
ز هر درگاه رانده سخت وامانده <br />
رسیده نیمه شب از راه ‚ تن خسته&nbsp; ‚ غبار آلود <br />
نهاده سر بروی سینه رنگین کوسن هایی<br />
که من در سالهای پیش <br />
همه شب تا سحر می دوختم با تارهای نرم ابریشم<br /> ]]>
        <![CDATA[هزاران نقش رویایی بر آنها در خیال خویش <br />و چون خاموش می افتاد بر هم پلکهای داغ و سنگینم <br />گیاهی سبز می رویید در مرداب رویاهای شیرینم <br />ز دشت آسمان گویی غبار نور بر می خاست<br />گل خورشید می آویخت بر گیسوی مشکینم <br />نسیم گرم دستی حلقه ای را نرم می لغزاند <br />در انگشت سیمینم <br />لبی سوزنده لبهای مرا با شوق می بوسید <br />و مردی می نهاد آرام با من سر بروی سینه ی خاموش <br />کوسنهای رنگینم <br /><br />کنون مهمان ناخوانده <br />ز هر درگاه رانده سخت وامانده <br />بر آنها می فشارد دیدگان گرم خوابش را <br />آه من باید به خود <br />هموار سازم تلخی زهر عتابش را <br />و مست از جامهای باده می خواند که آیا هیچ <br />باز در میخانه لبهای شیرینت شرابی هست <br />یا برای رهروی خسته <br />در دل این کلبه خاموش عطر آگین زیبا <br />جای خوابی هست ؟<br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>از راهی دور </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001120-az-rahi-door.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1120</id>

    <published>2008-10-12T12:11:58Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:52:18Z</updated>

    <summary>  </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="دور" label="دور" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="راهی" label="راهی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعراز" label="شعراز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[دیده ام سوی دیار تو و در کف تو <br />

از تو دیگر نه پیامی نه نشانی <br />

نه به ره پرتو مهتاب امیدی<br />

نه به دل سایه ای از راز نهانی<br /><br />
 ]]>
        <![CDATA[دشت تف کرده و بر خویش ندیده <br />نم نم بوسه باران بهاران <br />جاده ای گم شده در دامن ظلمت <br />خالی از ضربه پاهای سواران <br /><br />تو به کس مهر نبندی مگر آن دم <br />که ز خود رفته در آغوش تو باشد <br />لیک چون حلقه بازو بگشایی<br />نیک دانم که فراموش تو باشد <br /><br />کیست آن کس که ترا برق نگاهش <br />می کشد سوخته لب در خم راهی ؟<br />یا در آن خلوت جادویی خاموش <br />دستش افروخته فانوس گناهی<br />&nbsp;<br />تو به من دل نسپردی که چو آتش <br />پیکرت را زعطش سوخته بودم <br />من که در مکتب رویایی زهره <br />رسم افسونگری آموخته بودم<br /><br />بر تو چون ساحل آغوش گشودم <br />در دلم بود که دلدار تو باشم <br />وای بر من که ندانستم از اول <br />روزی آید که دل آزار تو باشم <br /><br />بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم<br />نه درودی نه پیامی نه نشانی <br />ره خود گیرم و ره بر تو گشایم <br />ز آنکه دیگر تو نه آنی تو نه آنی]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بازگشت </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/cat-149/001121-bazgasht.php" />
    <id>tag:adabiat.boomobar.com,2008://3.1121</id>

    <published>2008-10-12T12:11:53Z</published>
    <updated>2008-10-12T12:53:15Z</updated>

    <summary> </summary>
    <author>
        <name>امیر حسین</name>
        <uri>http://www.boomobar.com</uri>
    </author>
    
        <category term="عصیان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فروغ" label="فروغ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فرخزاد" label="فرخزاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شعربازگشت" label="شعربازگشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://adabiat.boomobar.com/">
        <![CDATA[عاقبت خط جاده پایان یافت <br />


من رسیدم ز ره غبار آلود <br />


نگهم پیشتر ز من می تاخت <br />


بر لبانم سلام گرمی بود<br />

<br />

]]>
        <![CDATA[شهر جوشان درون کوره ظهر<br />کوچه می سوخت در تب خورشید <br />پای من روی سنگفرش خموش <br />پیش می رفت و سخت می لرزید <br /><br />خانه ها رنگ دیگری بودند <br />گرد آلوده تیره و دلگیر <br />چهره ها در میان چادرها <br />همچو ارواح پای در زنجیر <br /><br />جوی خشکیده همچو چشمی کور <br />خالی از آب و از نشانه او <br />مردی آوازه خوان ز راه گذشت<br />گوش من پر شد از ترانه او <br /><br />گنبدی آشنای مسجد پیر <br />کاسه های شکسته را می ماند <br />مومنی بر فراز گلدسته <br />با نوایی حزین اذان می خواند <br /><br />می دویدند از پی سگها <br />کودکان پا برهنه سنگ به دست <br />زنی از پشت معجری خندید <br />باد نا گه دریچه ای را بست <br /><br />از دهان سیاه هشتی ها <br />بوی نمناک گور می آمد <br />مرد کوری عصا زنان می رفت <br />آشنایی ز دور می آمد <br /><br />دری آنجا گشوده گشت خموش <br />دستهایی مرا بخود خواندند <br />اشکی از ابر چشمها بارید<br />دستهایی مرا زخود راندند<br /><br />روی دیوار باز پیچک پیر <br />موج می زد چو چشمه ای لرزان <br />بر تن برگهای انبوهش <br />سبزی پیری و غبار زمان <br /><br />نگهم جستجو کنان پرسید <br />در کدامین مکان نشانه اوست ؟<br />لیک دیدم اتاق کوچک من <br />خالی از بانگ کودکانه اوست <br /><br />از دل خاک سرد آیینه <br />ناگهان پیکرش چو گل رویید <br />موج زد دیدگان مخملیش <br />آه در وهم هم مرا می دید <br /><br />تکیه دادم به سینه دیوار <br />گفتم آهسته : این تویی کامی ؟<br />لیک دیدم کز آن گذشته تلخ<br />هیچ باقی نمانده جز نامی <br /><br />عاقبت خط جاده پایان یافت <br />من رسیدم ز ره غبار آلود <br />تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ <br />شهر من گور آرزویم بود <br />]]>
    </content>
</entry>

</feed>
